شفافیت در اقتصاد

شفافیت در اقتصاد

انسان موجودی است اجتماعی ، یعنی در کش و قوس ارتباطات با هم­نوعان خود به شدت به فهم از این ارتباط و طرف رابطه نیازمند است پس با این مقدمه علّی و ساده به این نتیجه می رسیم که به هر میزانی این فهم روان تر و سهل تر احصاء گردد به همان مقدار روابط طرفین روان تر و بدون اصطکاک تر و دستیابی به نتیجه ( خارج از هر نوع آن ) ، سهل الوصول تر خواهد بود .

حال به این نتیجه گیری ثانویه می رسیم که عواملی موجودند که همانند روغن عمل کرده و باعث تسهیل حرکت چرخ دنده های ارتباطی مابین بشر براساس فهم متقابل می گردد .

یکی از آن فاکتورها شفافیت است .

بدیهی است که ما ، نوع بشر ، به هر اندازه ای که شفافیت بیشتری در طرف مقابل و ارتباط متقابل با او ببینیم اعتماد بیشتری ایجاد می گردد .

و این اعتماد خود سنگ بنای تحکیم ارتباط مدنظر و مشوق روابط با هم نوعان دیگری می گردد .

با مقدمه فوق اهمیت سرمایه اجتماعی و ارتباط آن با شفافیت در حوزه های متفاوت و متنوع جامعه ، مشخص می شود .

اقتصاد به عنوان یکی از اهم حوزه های عملکردی جامعه از این قاعده منطقی و متقن مستثنی نیست .

قابل اشاره است که حوزه اقتصاد نسبت به شفافیت در روابط متقابل ، بسیار حساس تر و اثرپذیرتر نیز می باشد .

تجربه های ساده شخصی و اجتماعی مبیّن این امر  می باشد .

اگر بخواهیم به حوزه­ی اقتصاد و اثرگذاری موضوع شفافیت و به تیغ آن سرمایه­ ی اجتماعی بپردازیم باید خاطر نشان کنیم که در این عرصه همانند سایر زمینه های اجتماعی ارتباطات متقابل دو گونه اند :

  • افراد جامعه با هم
  • جامعه با حکومت ها و دولت ها و اعضاء آن .

در نوع اول قطعاً این نوع شفافیت در کنش اقتصادی مابین اعضاء جامعه بسیار از فرهنگ و ارزش ها و هنجارهای اجتماعی شده متأثر می گردد .

ارزش ها و هنجارها و به یک معنی فرهنگ جامعه به مرور و طی قرن ها تعیین تثبیت می گردد و در حقیقت می تواند از سویی میراث گذشتگان در کنار حاصل عملکرد و تفکر نسل حاضر می باشد .

به عنوان مثال جوامعی که قرن های متمادی دیکتاتوری در آنها نهادینه شده است .

به طور قطع فرهنگ ریاکاری و نفاق و پیچیدگی عملکردی و شخصیتی در نتیجه عدم شفافیت در آنها موج می زند .

نوع دیگر شفافیت را در اقتصاد می بایست در ارتباط اعضاء جامعه با دولت ها و حاکمیت ها یافت :

این یک اثر دو سویه ( دیالکتیک ) است حاکمان و دولتمردان حاصل تربیت و فرهنگ خود همان جوامع اند و از طرفی حرکت در جهت اصلاح و رفع موانع در شفافیت روابط به ویژه روابط اقتصادی بنا بر تجربیات متقن و قابل ذکر ، از طرف دولتمردان نشان می گیرد .

شفافیت در این نوع روباط از سه امر متأثر است :

الف ) شفافیت در قوانین و مقررات اقتصادی است که توسط مدیران اجرایی و تقنینی تعیین می گردد .

ب ) شفافیت در عملکرد دولتمردان به عنوان شخص حقیقی که بر جایگاه حقوقی تکیه کرده ( به ویژه مدیران اقتصادی )

ج ) شفافیت در بروکراسی های اداری

از نظر نگرانده با اهمیت ترین موراد فوق مورد ب یعنی شفافیت در عملکرد دولتمردان اقتصادی می باشد .

به هر میزان که مدیران عرصه اقتصادی از شفافیت که خود ناشی از پختگی و توانمندی شخصیتی و خواستگاه و تربیت خانوادگی و اجتماعی و طریقه سیر مراحل ترقی سازمانی برخوردار باشند روند رشد شفافیت تصاعدی و روز افزون خواهد بود .

با تعمیم تحلیل فوق به اقتصاد حال حاضر ایران به راحتی ایرادات و اشکالات اقتصاد و موانع و طریقه تسطیع آنان به ویژه از دیدگاه وجوب شفافیت ، به وضوح معلوم می گردد .

عرض شد که از نظر تغییر وضع حال حاضر اقتصاد ایران ( که از نظر تمامی شاخص های کمی و کیفی در وضعیت غیرقابل قبولی قرار دارد ) شفافیت مسئولین و صاحب منصبان اقتصادی می باشد .

ااین عدم شفافیت و عدم ثبات که به وضوح در حوزه­ی قانون گذاری و بروکراسی و چرخ کارهای اداری و سازمانی محسوس می باشد ثمره همان موضوع مورد نظر می باشد .

راه حل اساسی رفع فساد و نابسامانی در حیطه اقتصادی حال حاضر این جامعه و نیز مدقمه آزادی بیان و نظارت همگانی بر عملکرد مسئولین و حصول سرمایه اجتماعی فقط و فقط در بروز و ظهور شفافیت در رفتار و عملکرد و در یک کلام شخصیت مدیران اقتصادی این مرز و بوم دارد .

Write a Reply or Comment

شش − 4 =