آموزش و توسعه اقتصادی

فرض کنید از بودجه کشور و یا با استفاده از سرمایه گذاری داخلی و خارجی موفق به احداث کارخانه­ ای مجهز با بالاترین و پیشرفته ترین دستگاه ها شده ایم .

ولی نیروی کار متخصص در زمینه­های مختلف از کارگر تا تکنسین و مدیر و مسئولین کارخانه ( اگر با فرض وجود تعهدی و عدم وجود تخصیص ) در اختیار نداشته باشیم با مفروضات فوق ، کارخانه ای داریم با مثلاً ۲۰ درصد ظرفیت بهره وری و برون داد که در نتیجه با هدر رفت مبلغ سرمایه گذاری شده و عدم دسترسی به سود مورد نظر و حتی نرم متوسط آن مواجهید .

از طریق نمونه فوق نقش تخصص در تربیت نیروی انسانی مورد نیاز جهت توسعه اقتصادی آشکار می گردد .

معضلی در کشور ما بعد از جنگ بروز و ظهور پیدا کرد که تمام توجهات به طرف احداث کارخانجات ، سد ، شبکه های زیربنایی ، حمل و نقل و سایر سرمایه های دست ساز رفت و کمتر توجهی به ایجاد سرمایه انسانی متخصص شد .

به نظر نگارنده این معضل ناشی از عدم درک دقیق از توسعه به ویژه مراحل ابتدایی و مقدماتی آن حاصل شده است.

نگاه و برداشت اشتباه که منجر به توجه مفرط به بررسی­های اندیکس ها ( نشانه ها ) کمی توسعه بدون محتوا و کیفیت آن شده که حال حاضر هم این اشکال گریبان گیر ما است .

به نظر می رسد که تمایل و دیدگاه دولتیان و مجالس ادوار ماقبل و حال حاضر به گزارشات کمی چنین خروجی اسفباری را ایجاد کرده است .

خوشبختانه به مرور نقش و اهمیت آموزش و تخصص محوری معلوم و مکشوف می گردید .

مراکز و هنرستان های فنی و حرفه ای در مقطع متوسط و نیز نوع آموزش عالی این مراکز تأسیس گردد و اغلب موسسات و نهادهای ( خصوصی و دولتی ) توانستند به مرکزی جهت تربیت نیروی انسانی متخصص خود دست یابد .

ولی ایراداتی در این نگاه افراطی به تربیت نیروی متخصص هم به وجود آمد :

  • عدم ارتباط مدون و سیستماتیک ما بین این مراکز و بخش تولید و صنعت و … به ویژه در حوزه اقتصاد خصوصی که موجب شد که تعداد زیادی از این نیروهای متخصص تربیت شده وارد زمینه­ها ( Field ) تخصص خود نشده و سرگردان بمانند و تمایل به حضور در عرصه های غیر تخصصی خود داشته باشند .
  • قرار بود حجم و کیفیت مراکز فنی و حرفه ای ( تا حد کاردانی و مواردی خاص تا کارشناسی ) افزایش پیدا کند نه کمیت دانشگاه های عالی که متأسفانه ما با افزایش بی رویه مراکز آموزش عالی جهت طی مدارج و ارائه مدارک در مقاطع گوناگون از کارشناسی تا دکتری مواجه شدیم که ضربه شدید بر پیکره کیفیت آموزش عالی ما وارد کرد که حتی متخصصین امر عنوان می کنند که تعداد مراکز آموزش عالی ما ( در مقیاس کمی ) حتی از دانشگاه های کشورهایی مانند چین هم بالاتر است .
  • متأسفانه ما به دلیل سیاست افزایش جمعیتی در سال های اول انقلاب و جنگ با افزایش سرسام آور جمعیت خواهان کار مواجه شدیم که حتی با ایجاد مراکز تخصصی آموزشی به دلیل فقدان و کمبود موقعیت های شغلی با یک نوع عدم توازن و بیکاری تصاعدی روبرو شدیم که این ایراد به دلیل عدم توازن در توجه به ابعاد مختلف بوده است .

Write a Reply or Comment

8 + 15 =